الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

34

تفسير مجمع البيان (فارسى)

« ابراهيم عليه السلام اوّل كسى است كه مهماندارى كرد ، اوّل كسى است كه ختنه كردن را عملى ساخت اول كسى است كه شارب خود را چيد و كوتاه كرد اوّل كسى است كه موى سفيد در محاسن خود ديد و در آن حال از خداوند سؤال كرد كه پروردگار را اين چيست ؟ خداوند فرمود : اين وقار است » ابراهيم عليه السلام عرضكرد : پروردگارا ! بر وقار من بيفزاى » . سكونى گفتار فوق را - باستثناى اين جمله كه ابراهيم عليه السلام اول كسى است كه شارب خود را چيد - و باضافهء مطالب ذيل از امام صادق عليه السلام نقل كرده است . ابراهيم عليه السلام اوّل كسى كه در راه خدا بجهاد و مقاتله پرداخت ، اول كسى كه از مال خود خمس را اخراج كرد . اول كسى است كه پوشيدن كفش را معمول ساخت و اول كسى است كه پرچم بست . فَأَتَمَّهُنَّ . . . - ابراهيم آن كلمات را بانجام رسانيد . حسن ميگويد « ضمير فاعل » در كلمه « فاتمهنّ » بابراهيم عليه السلام برميگردد « 1 » ولى ابو القاسم بلخى و حسين بن على مغربى ميگويد : « ضمير فاعل » در « فاتمهنّ » به خداوند برميگردد و مراد از « كلمات » امامت است زيرا ميان « فاتمهنّ » و « إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً » واو عطف فاصله نگرديده است بنا بر اين معناى كلام اين است كه خداوند ابراهيم را بواسطهء كلماتى آزمايش كرد و آن كلمات را عملى و محقق ساخت به اينكه بابراهيم عليه السلام فرمود من ترا امام و پيشواى مردم قرار مىدهم » . قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً . . . - من ترا امام مردم قرار مىدهم . امامت دو معنا دارد 1 - امام يعنى كسى كه مردم در گفتار و كردار از او پيروى كنند .

--> ( 1 ) بيشتر اقوال و نظرياتى كه در تفسير « كلمات » مذكور گرديد نيز همين را ايجاب مىكند .